پاسخ به شبهات دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران

   پيش گفتار

        پاسخ به پرسشها و شبهات دروغ حمله اسكندر،  كه در نظرات پست هاي مختلف و يا ايميل آمده،  و قابل بررسي مي باشند.  از آغاز قرن 21 با دگر گونی تاریخ اجتماعی رو برو هستیم،  بخش از آن را در قاره کهن در پست زمستان 88 وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته ام،  که مطلبی ادامه دار است.  یکبار دیگر از عزیزان خواهش می کنم هر شخصی در تخصص و حرفه خودش کار و تحقیق کند،  و بداند در آن جایگاه هر چه حرفه ای تر شود برای ایران مهم تر است.  فقط افرادی که تخصص آنها یکی از گرایشات زیر مجموعه علم جغرافی ـ تاریخ است،  وبلاگ های انوش راوید را بخوانند،  در غیر اینصورت لابلای پست ها و صفحات وبلاگ سرگردان شده و وقت گرانبها را تلف می کنند.  خیزش مردم فقط با درک دانایی قرن 21 امکان پذیر است.  ادامه دارد و باز نویسی می شود.

   بخش سوم

   بخش اول در اینجا.

   پرسش:  مگر شاپور ساسانی با آن همه قدرت قبری دارد،  که امروزه به نام او بشناسیم؟  آیا در زمان اسکندر سوزاندن اجساد در یونان رسم نبوده؟  روایتی است که میگوید تیمور لنگ قبر فردوسی را گشود غرق در گل بود،  قبر نیای خود چنگیز را گشود غرق در خون بود.

   پاسخ:  تاریخ شاهنشاهی ساسانیان را به جاي خود رسیدگی می کنم،  که شاپور ساسانی که بود.  زمان سلسله هخامنشیان در یونان اجساد بردها را که بسیار بودند،  و در واقع طبقه پایین دست جامعه را تشکیل می دادند،  می سوزاندند و یا به دریا می ریختند.  پادشاهان و بزرگان را در زیر زمین معابد همراه با نقش و نگار هایی که به درو دیوار می کردند،  درون تابوت می گذاشتند،  که به ارث گرفته از مصر باستان بود.  امروزه جویندگان گنج به دنبال این آثار می گردند،  ولی هیچ کدام چیز با ارزشی به دست نیاورده اند،  چون یونانیان فقیر بودند، و به تازگی فیلم مستندی در این باره دیده ام،  که با اطلاعات دیگری در ادامه مقاله هلنیسم دروغ غرب می نویسم.  درضمن علم جغرافی ـ تاریخ پرت و پلاهایی مانند روایات فوق،  که قبر گل یا خون داشت نمی پذیرد.  آیا می دانید متا فیزیک چیست؟

   پرسش:  رود هایی وجود دارند،  که صد سال پیش عرضشان بیش از 200 متر و عمقشان بیشتر از دو متر بوده است. ولی امروزه عرضشان 10 متر و عمقشان 5/0 متر است (مثل کرگانرود تالش)،  حال شما از کجا میدانید وضعیت این رود (گرانیک یا بیغاچای) در 2300 سال پیش چگونه بوده؟

   پاسخ:  با نگاهی به نقشه جغرافیای به راحتی متوجه می شوید،  که آن رود ها نمی توانسته در این مدت تغییر کند،  امر زمین شناسی و دوران های آن با دوره های تاریخی متفاوت است.

   پرسش:  طبق گفته ابوریحان چرا داریوش با پارت های مقیم خراسان و گرگان کنونی باید در جبال اربیل (کردستان کنونی عراق) جنگ کند،  تا بدست فرمانده شان (و فرمانده یاغی خود) کشته شود؟  این محدوده جغرافیایی نه در مسیرهگمتانه- پارت، پارسه- پارت و نه شوش- پارت میباشد؟

   پاسخ:  همانگونه که قبلاً نوشتم این ها روایات تاریخی است،  و تاریخ دان خود باید به پردازش علمی تاریخ از میان انبوه اطلاعات اقدام کند.  در این متن مکان و چگونگی آن اهمیتی ندارد،  تکیه متن به روی اسکندر مقدونی است،  که ابوریحان چیزی از مقدونی نشنیده بود.

   پرسش:  پس تنگ تکاب کهگیلویه چیست؟

   پاسخ:  با توجه به متن نوشته شده،  متوجه می شوید صحبت از گنج و علم باستان شناسی است،  نه خود تنگه،  در آن مسیر تعدادی تنگه می باشد،  دروغ گویان بدون تعیین مکان در بند پارس دروغی نوشتند.  پدر راه سازی ایران مرحوم احمد حامی روحش شاد،  برای جاده سازی آن چه که دروغ گویان نوشته اند،  گشته و چیزی نیافته است.

   پرسش:  اگر اسکندر مقدونی نبوده،  پس آریو برزن با آنهمه دلاوری هایش را چگونه گوییم؟

   پاسخ:  بعد از اسلام در ایران نزدیک به 50 سلسله و حکومت بودند،  و اینها دائم با هم جنگ داشتند،  و چه بسیار و غیر قابل شمارش دلاوران از طرفین که ایرانی بودند جن باختند و شهید شدند،  و حتی در باره این دلاوران وطن پرست کتابها نوشته و فیلمها ساخته اند.  جنگ داخلی همیشه تاریخ برای همه ملتها وجود داشته است،  رشد فکری و اجتماعی،  اختلاف طبقاتی و تحولات،  گاهی جنگ می آورد،  امید است روزی بشر بتواند بدون جنگ مسائلش را حل کند به جنگ بزرگ جغرافی ـ تاریخ بروید.  انوش راوید،  اسکندر مقدونی و همچنین تعریف های دشمنان از او،  و شکست ایرانیان را دروغ می داند،  بنا به فکر و تحلیل بسیاری از اساتید ایرانی،  اسکندر اشکانی و موسس اشکانیان بوده است.  بنظر من ابتدا همگان باید از نظر ذهنی و روحی دروغ های تاریخ را یک مسئله بدانند،  و مورد تحلیل اولیه قرار دهند،  تا راه تحقیق و یافتن واقعیت را بیابند البته کمی زمان میبرد.  

   پرسش:  چرا فردوسی از اسکندر نام برده ولی از شاهان هخامنشی نام نبرده؟

   پاسخ:  فردوسی از اسکندر ایرانی گفته،  به کتاب:  اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  در اینجا بروید.  عزیزان فاصله  مکانی و زمانی و دانش آنزمان را حساب کنید،  اسکندر اسکانی یا اشکندر اشکوری،  سر سلسله اشکانیان و از اهالی رومیه ایران بود،  و شاهان هخامنشی از پارس و در تاریخی دور تر.  بیشتر اطلاعات و دانش فردوسی از خراسان بزرگ تا رومیه ایران است.  رمال های دوره گرد که خود را طبیب می نامیدند،  از بیزانس یا قسطنطنیه به تمام ایران می آمدند،  و خود را رومی و یونانی معرفی می کردند،  تا بیشتر استقبال شوند،  و اینها کم و بیش اطلاعات تاریخی و پزشکی و غیره داشتند،  و مهمان بزرگان میشدند و تبادل دانش می کردند.  تا قبل از پیدایش و گسترش استفاده از کاغذ دانش سطحی و زبانی بود.  یا مثل این می ماند که بگوییم چرا در تاریخ مراکش یا موریتانی نامی از تاریخ عمان یا یمن نیست،  مگر همه به عربی نوشته نشده اند،  و در یک زمان زیر سلطه خلفای دو یا سه سلسله بودند.  باید تاریخ را با دید جامعه شناسی تاریخی نگریسته و خواند،  نه تاریخ داستانی.  و همچنین با بینش دمکراسی و فدرالیسم تمام موضوعات را بررسی کرد،  در غیر اینصورت اسیر ترفند های دشمنان ایران میشویم.

   پرسش:  می گویند 2300 سال پیش اسکندر به ایران حمله کرده،  مگر می شود از آن موقع آثاری مانده باشد،  که شما می گویید هیچ آثاری از آن موجود نیست؟

   پاسخ:  در آن زمان تمام فاتحان بعد از هر جنگ چندین سنگ نوشته از پیروزی های خود بجای می گذاشتند،  مانند سنگ نوشته های سلسله هخامنشیان در مصر،  و سنگ نوشته های زیادی در میان رودان و عراق کنونی که در موزه ها می باشند.  حتی سنگ و نگاره های مصر باستان،  که بعد از هر جنگ و پیروزی آنها بجا مانده.  بعد از هر حمله  جنگ و پیروزی کشور مغلوب دچار دگرگونی جامعه و گذر تاریخی می شد،  و بازماندگان آن کشور از تاریخ گذشته اشان بدرستی نمی دانستند،  و به تخریب سنگ نوشته اقدام نمی کردند،  اینگونه بوده که برای ما یادگار مانده اند.  از دیگر آثار زره و شمشیر و غیره،  در کشور های دو طرف یادگار مانده،  مانند تجهیزات جنگی هخامنشی در مصر،  و یا مجسمه بدون سر داریوش در شوش،  که در مصر ساخته شده است.  ورود و تحمیل فرهنگ و دین و آثار تمدنی غیر ملموس به کشور اشغال شده،  مانند آنچه که در ساختار های تاریخی اجتماع نوشته ام،  فاتحان روم باستان هر کجا را که می گرفت اساس فئودالی رومی برقرار می کردند،  یا هخامنشیان شاه خدایی هخامنشی را برپا می داشتند،  و رد پای خود را در تاریخ می گذاشتند.  وجود سکه های سرزمین دیگر،  نمی تواند دلیل بر فتح یک کشور باشد زیرا پول برای تجارت استفاده می شد،  و از بدو پیدایش جابجایی های تجاری داشت،  به تاریخ پول و سرمایه بروید.  در صورتیکه گرایش و تخصص تان تاریخ است و علاقمندید،  برای بهتر دانستن این موضوعات وبلاگ را با حوصله و دقت بخوانید،  در غیر اینصورت بی خیال این وبلاگ باشید.

     هخامنشیان در ادامه پیروزی ها،  یکی از شبکه های اجتماعی خود بنام پارت،  یعنی گروه و بخش و یا پرت زن به معنی گروه هایی که در خارج از شهر و دور دست می جنگیدند و مرز داری می کردند،  به یونان و روم دادند،  و سپس به تمام زبان های اروپایی رفت،  پرت یا پارت به معنی گروه و حزب شد.  این لغت در هیچ یک از زبان های اروپایی هم وزنی ندارد،  مانند اورنج ایرانی،  و بسیاری از واژه های دیگر ایرانی،  که در زبان های اروپایی هم وزنی ندارند.  هخامنشیان در ادامه پیروزی ها،  حتی واحد ده هزار تایی خود که تومان گفته شده است را به شرق دادند،  و در تاریخ به دروغ می گویند واحد مغولستانی است،  در صورتی که هیچ هم وزنی و آثار تاریخی و نویسایی در آنجا ندارد،  ولی در آثار هخامنشی واحد ده هزارتایی زیاد است.  باید کتیبه های هخامنشی از آمریکا گرفته و خوانده شود،  تا بسیاری از دروغ های تاریخ افشا شود.

   کلیک کنید:  بخش اول پاسخ به شبهات دروغ اسکندر مقدونی

   کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

   کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایران

   کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid  /// 

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir