وقتي دروغگو كم مي آورد
وقتی کم می آورند
دروغ نویسها وقتی کم می آورند، سعی می کنند دروغ های بزرگتری بگویند، بدون اینکه تخصص آن دروغ را داشته باشند، مانند تمام دروغ هایی که در تاریخ نوشته اند. با کمی دقت و هوشیاری و استفاده از امکانات تکنولوژی امروزی، مانند جستجو در اینترنت، دروغ هر جمله را می توان فهمید، و به راحتی افشا نمود. دروغ نویسها چون کارشان پایه و اساس علمی در تاریخ ندارد، هر کدامشان بنا به سلیقه و دانش اندک خودشان چیزی نوشته اند، به همین جهت وقتی کتاب دروغی را می خوانیم، متوجه می شویم که با دروغ مشابه دیگر کلی اختلاف در آمار و غیره دارد. آن عده از مردم علاقمند به تاریخ و یا تاریخ دان های الکی، که نمی توانند دروغها را درک کنند، و داستان های پرت و پلای بی پایه و اساس و سند و مدرک را تاریخ می دانند، روز بروز بر تعدادشان کاسته می شود، و بزودی چنین اشخاصی وجود نخواهند داشت.
ماجرا به این دروغ های تاریخ مورد نظر وبلاگ انوش راوید ختم نمی شود، باید توجه داشت اصل این دروغ های قدیمی تولید استعمار و سپس امپریالیسم بود. اما در ادامه تاریخ سازی و امپریالیسم نو، تاریخ و سرنوشت های دروغ جدید زاده خواهد شد، که باید با آنها نیز مبارزه کرد، دروغ های جدید اساس کشورها بویژه در قاره کهن را هدف قرار داده است. این نوع نبرد نو پدید بیشتر بخاطر غارت و نفت، نگهداری حکومت های دست نشانده، بحران اقتصادی در غرب و سپس پیشرفت های مدنی و اقتصادی در چین و کشو ر های آسیای جنوب شرقی و آسیای جنوبی است. وظیفه تمام جوانان باهوش ایرانی است، که این ترفند ها را بشناسند و با تفسیر و تحلیل های عمیق و جامع با آنها مقابله نمایند.
چند پرسش و پاسخ
در نظرات پست های مختلف وبلاگ، پرسش ها و نظرات زیادی نوشته می شود، آنها را در همان نظر پاسخ می گویم، ولی بعضی از نظرات با ایمیل پرسیده می شود، و مجبور می شوم آنهایی را که جالب توجه است. در وبلاگ پست کنم. در زیر چند نمونه از این پرسش را بعد از ویرایش و پاسخ ها را نوشته ام.
پرسش: آیا مطالب وبلاگ شما از کتاب، حمله اسکندر مقدونی به درون ایران بزرگترین دروغ تاریخ، شادروان احمد حامی است؟
پاسخ: از آن کتاب بهره برده ام، شادروان احمد حامی عقیده داشت، که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرده، و در ممسنی شکست خورده و عقب نشسته است. اما در تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع و گذر های تاریخی اجتماعی، ایران در آن عهد وارد دوران نوینی از تمدن می شد، و اسکندر اشکانی تمام ایران را از سلسله هخامنشیان گرفت. جهت بهتر دانستن مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران را پیشنهاد می کنم.
پرسش: در مورد استر و مردخای توضیح دهید، آیا آنها و داستان پوریم واقعیت می باشد؟
پاسخ: در این موارد قبلاً در پرسش و پاسخ ها نوشته ام، در اینجا اضافه کنم، تا بوده و هست درون دربارها و شبه دربارها پر بوده از دسیسه و نیرنگ. ساده نیست ستاره نام جوانی، به راحتی بتواند جا خوش کند، و داستان بچگانه و بدون تحلیل های جامعه شناسی، که نمونه فراوانی در تمام زبان های دنیا دارد، را ایجاد کند و تاریخ جا بزند. من فعلاً از اساس آنها را بعنوان تاریخ نمی پذیرم، تا مگر تحلیل ها و تعلیل های علمی واقعی برای آنها ببینم، یا کشف شود. از پس هر جمله اینقبیل داستانها، پرسش های بسیار بی پاسخ وجود دارد، که هیچ توضیح واضح و روشنی در آنها نیست. ایران بزرگ در مرکز قاره کهن است، بنابر این همیشه تاریخ عوامل مختلفی با داستانها و رجزخوانی ها، می خواستند کاری در دشمنی یا دوستی انجام دهند، باید این بازی های تاریخی را شناخت و در دام نبرد نو پدید نیافتاد.
نظر: در تاریخ طبری نسبت به جنایات اعراب در سرزمین پارسیان حرف های زیادی گفته شده، (قتلها ، کشتارها، دزدیها، چپاولها، تجاوزها و ...) لطفآ در این مورد نیز بیشتر توضیح دهید.
پاسخ: پاسخ این نظر در پاسخ پرسش قبلی است، از بدو تاریخ در تمام سرزمینها، دروغها و داستان های زیادی، برای تهاجم فرهنگی و دینی و مسلکی می گفتند و می نوشتند، گوشه ای از آنها را در دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ نوشته ام. برای اینکه در دام این پرت و پلاها قرار نگرفت، ابتدا هر شخص باید در زمینه تخصص و حرفه خودش تحقیق و کار کند، و اگر شخصی تخصص او تاریخ و تاریخ اجتماعی است، باید مطالعات گسترده داشته باشد، منجمله مطالعه وبلاگ انوش راوید.
پرسش: چرا وبلاگ بلاگ اسكاي شما فيل + تر شد؟
پاسخ: شايد بدليل افشاي دروغها و گفتن و نوشتن واقعيت
هاي تاريخي و تاريخ اجتماعي است، كه البته
واقعيتها همچنان در حافظه تاريخ باقي است،
و با فيل + تر از بين نمي رود.
نظر: در مورد شمشير
هاي باستاني تحقيق مي كردم، در مورد اينكه
شمشير كج عربي راهخامنشي گفته ايد جالب بود،
شما در مورد تاريخ صنعت شمشير هاي
ايران مقاله اي بنويسيد. توي اين مختار
نامه عرب ها هلالي دارند، و ايراني ها صاف
و صوف، تا حالا چندين مدل شمشير براي
ايراني ها ديدم، دو مدل ساساني يك شمشير
كلفت اشكاني و اين هلاليه هخامنشي! چرا ايران از هر چي چند تايي ديگه داره! ايراني ها مثل بقيه يك چيز واحد ندارند.
پاسخ: اولين باري كه شمشير كح ساخته شد، در دوران فولاد سازي آخرين سلسله هخامنشيان بود، اين كه اولين بار چه كسي و در كدام استان هخامنشي پايه شمشير كج را گذاشت معلوم نيست، فقط در زمان هخامنشيان بود. در بسياري از بخش هاي تاريخ بخاطر وجود دورغها و نفوذ تاريخ نويسي استعماري، ملت هاي قاره كهن را از يكديگر جدا مي كنند، وقتي از هخامنشيان مي گوييم، يعني يك وسعت جغرافيايي بيشتر از قاره كهن، و مردمي كه پيرو آخرين مرحله شاه خدايي در ساختار هاي تاريخي اجتماع بودند. در زمان هخامنشيان اعراب به عنوان يك ملت داراي سرزمين سياسي نبودند، كه بتوان اختراعي و ساختني را به آنها نسبت داد، و هخامنشيان هم تنها ايراني نبودند، بلكه از ملتها تشكيل شده بودند، در هيئت هاي هديه آورنده به تخت جمشيد آورده ام.
علتي كه مي گوييد چرا ايراني ها طرح هاي واحد ندارند، بخاطر وسعت جغرافيايي و مليتي، حكومتي و سياسي، بوده است. بزودي تاريخ صنعت شمشير در ايران را مي نويسم، در بسياري از سريال هاي تاريخي، همانند كتاب هاي تاريخي اشتباه و دروغ بسيار است، در هر صورت فيلم هستند، و بايد توسط دانايان علوم مربوطه، مورد نقد و تحليل قرار بگيرند، تا پويايي و زنده بودن يك ملت را برساند. اگر اختراعي يا دانشي را به ملت هاي ديگر نسبت مي دهند، دليل كم كاري كه چه عرض كنم، كار نكردن و اهميت ندادن ايراني هاي متخصص، به ناسيوناليسم و تاريخشان است.
نظر و پرسش: در این میان و در لابلای گروهی از گفته هایتان، که سخت دانسته های گذشته را به سنگ پوچی و زاد اهرمنی میکوبد، سخنانی پیچ در پیچ در برابر ماست. از این رو که به واژگانی چون "امپریالیسم و استعمار" آویخته اید. حال این گیاه سخت در پندار ما میروید، که به روشنی راستی این همه داستانها چیست؟
پاسخ: امروزه با وجود اينهمه امكانات، و انقلاب و انفجار ارتباطي و اطلاعاتي، اگر كسي نداند و نتواند بداند كه استعمار و امپرياليسم چيست و چه قدرتي دارد، او نمي تواند در تاريخ و تاريخ اجتماعي كار حرفه اي انجام دهد. در ضمن تمام نوشته ها و دانشي كه من در اين وبلاگ آورده ام، تحليل ها و تعليل ها و نظرات شخصي است، بارها آن را اعلام نموده ام و فقط براي ايجاد ديد جديد براي تاريخ نگاري نوين است، در اين موارد توضيحات كامل در وبلاگ بارها نوشته ام.
پرسش: "استعمار" از چه گاهی آغاز به پردازش دروغ تاریخ ما کرد؟
پاسخ: در تاريخ مي خوانيم كه برادران شرلي با چند صد نفر به ايران آمدند، از آن زمان كارشان را شروع كردند. در گذشته ها و قبل از آنها بعضي از حكام و يا دينها براي اثبات حقانيت خود در تاريخ دروغ گفته و نوشته بودند.
پرسش: اسکندر در شاگردی ارسطو به راستی بوده؟
پاسخ: هيچ مدرك مستند و واقعي براي اين موضوع وجود ندارد، و كلاً اين داستانها با فاكتورها و فرمول هاي تاريخي و تاريخ اجتماعي جور در نمي آيد، در اين باره نوشته و باز هم خواهم نوشت.
پرسش: چه دژخیمی بین ایرانیان با عربی که یورش سختی نیاورده هست، آیا به راستی باز "استعمار" چنین کرده؟
پاسخ: در آن زمان كه عده اي حمله اعراب به ايران مي گويند، ملت قاره كهن در دوران تمدن قبيله اي بسر مي بردند، ايرانيان در تمدن سازمان قبيله اي كه از زمان حكومت اشكانيان آغاز شده بود قرار داشتند، و اعراب فقط در تمدن قبيله اي اوليه بودند، به ساختار هاي تاريخي اجتماع مراجعه شود. يعني ايرانيها يك مرحله تمدني از اعراب جلوتر بودند، در تاريخ اجتماعي سابقه ندارد، كه يك تمدن جلوتر از تمدن عقب تر شكست بخورد. البته در حاشيه مرز هاي زباني و فرهنگي، قبايل هميشه زد و خورده داشتند، ولي اين برخوردها هيچ كدام يك جنگ واقعي نبوده اند، جنگ و حمله توسط يك حكومت سابقه دار و شناخته شده انجام مي شود. اگر كسي بدون دانستن دانش هاي مختلف تاريخي و تاريخ اجتماعي، بخواهد درباره تاريخ بگويد، گفته هايش چون داستان هاي بي پايه و اساسي مي ماند، كه براحتي قابل نقد و رد كردن است. بسياري از كتاب هاي تاريخ از روي يكديگر رو نويسي شده، و در آنها به هيچ وجه تحليل و تعليل تاريخي و اجتماعي و جغرافيايي وجود ندارند. استعمار گران براي پيش برد اهداف خودشان كار هايي مي كردند، كه بين ملتها دشمني ايجاد كنند، تا اهداف خودشان را پيش ببرند، اين كارشان امروزه هم همچنان ادامه دارد و خواهد داشت.
پرسش: ایرانیان که با جان و دل کیش خود را دوست میداشتند، چرا مسلمان شدند؟ تنها با فرمان" شاهان صفوی" چنین شد؟
پاسخ: قبل از قرن بيست و قبل از قرن 19 امكانات بدست آوردن دانش و اطلاعات كم بود، و متداول ترين وسيله بدست آوردن حداقل دانش، در دينها بود. دينها نيز بي دردسر مي تاختند، چه دين هايي با خدايان متعدد در هند و يونان، و يا دين هاي يك خدايي در قاره كهن. قيل از ورد اسلام به ايران، مردم داشتند رشد و تكامل با دين هاي متعدد را طي مي كردند، مثلاً دين مانوي كاملاً مانند اسلام شيعه است. اما در دوران حكومت صفويه با پيدايش دسيسه ها و نيرنگ هاي استعمار، رشد و تكامل ديني و منطقي و فلسفي، و كلاً اجتماعي منحرف شد، كه خود تاريخي مفصل است. جهت اطلاع بيشتر در اين موارد، مطالعه و پيگيري وبلاگ مهم است، منجمله تاريخ دين و آئين در ايران، و تاريخ ورود نام هاي عربي به ايران.
* 
عکس تاریخی عطار ایرانی هنگام مطالعه کتاب خطی، حدود 1320 خورشیدی، عکس شماره 599 .
کلیک کنید: نبرد چالدران دروغ دیگر
کلیک کنید: هلنیسم دروغ بزرگ استعمار و غرب
کلیک کنید: حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ
توجه: اگر وبلاگ، به هر علت و اتفاق، مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد، در جستجوها بنویسید: وبلاگ انوش راوید، یا، فهرست مقالات انوش راوید، سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید. از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم، همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع، آزاد و باعث خوشحالی من است.
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ: