روشنفكران و حركتهاي نو
بخار ملي و مردمي
پيرو دو مقاله، يك سناريوي خفن و كار امروز روشنفكران، بايد خاطر نشان نمايم در دنياي موج نو، دشمنان تاريخي ايران از كوچكترين تحليل گران تا قوي ترين برنامه ريزان، متوجه شده اند كه ايرانيان چقدر بخار يا غيرت و حميت ملي و مرمي دارند، چقدر سواد و شعور و درك و بينش دارند، چه اندازه حركت و توليد، آينده بيني و جهان بيني دارند. همچنين با دانستن اينكه هنوز در عراق و افغانستان هر از چند گاه، ممكن است در كميني و بمبي گير افتند، ولي در ايران آسوده خواهند بود، و تازه به اشتباه و ترس بي جهت خودشان از ايراني پي بردند، و دلخور بخاطر اشتنباه از حمله هاي صدمه ديده به افغانستان و عراق هستند. حال مي بينند ايران براحتي مي توانست، جايگاه ويژه اي در تحليلها و برنامه هايشان داشته باشد، ولي با درك اشتباه از تاريخ و دروغ هاي تاريخي اغفال شده بودند.
شايد اين جملات كمي نامفهوم باشد، در هر صورت من در جل و چلاسر هستم، هر چند چلاسر و جل خيلي خوش آب و هوا، خوب و دلپذير است، ولي هميشه در دسترس هستم، و خود بخود جملات كمي پيچيده مي شوند. در يك شبانه روز سه چهار ساعت وقت خود را پاي كامپيوتر مي گذرانم، تا بلكه كمي بخار ملي و مردمي را بشناسم و بشناسانم، نمونه بود و نبود بخار ملي و مردمي در دروغ هاي تاريخ است، كه از قرن 20 به ايراني تزريق كرده و جا انداختند. گفتند، هر كس و لشكر بي تمدن از و دور دست آمد، و شما ايراني ها را هزار هزار سربريد و كشت، به اسارت و بردگي برد، به زنانتان تجاوز كرد. آنقدر اين پرت و پلاها را توسط عوامل و چهره هاي استعماري تكرار كردند و گفتند، تا ايراني باورش شد بخار مخار در ايراني وجود نداشته و ندارد. هيچ كدام از انبوه دانايان ايراني هم هرگز نگفت، بلاخره اگر كمي هم بخار ملي مردمي در تاريخ وجود داشته باشد، چنين چيز هايي غير ممكن است، و اگر بخار ملي و مردمي نبوده و نباشد، پس ديگر هيچ چيز نبوده و نخواهد بود. اصلاً هيچ كدام از انبوه مردمي كه كيلو كيلو مدارك دانشگاهي دارند، از خود نپرسيدند كه ممكن است، اين پرت و پلا هاي دروغ هاي تاريخي، براي از بين بردن بخار ملي و مردمي ايراني است، كه تا به روزي برسند و بتوانند براحتي ايرانيها را زمين گير كنند، و حداكثر پاي كامپيوتر و فيس بوك و اينترنت، ملت را بي بخار ملي و مردمي گير اندازند.
برگردم به امروز كه گفتم با وجود انفجار ارتباطي و اطلاعاتي، دشمنان تاريخي ايران براحتي و خوبي متوجه شده اند، كه ترفند هاي دروغ هاي تاريخي آنها، اينك به ثمر رسيده و ايراني ها بشدت زمين گير شده اند. سرنوشت سازان مي خواهند با شرايط ايجاد شده در گيتي، هلوي ايران را پوست كنده و قورت دهند، بنظر آنها و ديد عادي و عمومي، همه چيز درست است. اما هنوز در ايران، كور سويي از تعدادي چراغ هاي نفتي و پي سوزها، در گوشه و كنار بچشم مي خورد، و ايران با وجود داشتن جوانان با هوش و سالم، براحتي مي تواند با يك حركت ملي و مردمي، و دور ريختن دروغ هاي تاريخي، بخار ملي و مردمي را باز يافته، و در همه جا عرض اندام نمايد. ايراني مي تواند لانه هاي تباهي و فساد را برچيند، كوي و برزن شهر هاي تاريخي، كوه و دشت سرزمين سربلند، و تمام زيبايي ايران بزرگ را، با قدرت تاريخي خود بدست گيرند، و استعمار و امپرياليسم را براي هميشه از تاريخ ايران پاك كند، و با درك قرن سنت گريزي، بسوي تمدن جديد برود.
خوب، درست، ولي در هر صورت با شعار كه نمي شود، شعار هاي بي محتواي علمي و عملي، درست همان عدم بخار ملي و مردمي است. براي پس گرفتن و باز آوري بخار ملي و مردمي بايد كار كرد، كار درست و حساب شده، با برنامه و طرح و نقشه تدوين شده در اينترنت. چه كسي مي داند و مي تواند اين ره اوليه را برود، چقدر زمان مي خواهد، مخارج و ديگر ملزومات آن چيست، و دها پرسش ديگر. بنظر من لازم است ابتدا توسط روشنفكران نظريه پردازي شود، سپس توسط تمامي آنها جمع بندي گردد، زمان بندي هايي مشخص شود، تا يك كار جمعي و علمي از آن بيرون آيد. خاطر نشان نمايم كوتاهي از اين مهم، صدمات غير قابل جبراني در پي خواهد داشت، دروغ هاي بيشتر و نقشه هاي شوم سرنوشت از راه خواهند رسيد.
* 
عكس تاريخي بازار تهران، حدود 1300 خورشيدي، عكس شماره 458 .
كار امروز روشنفكر
بشر در تاریخ گذر های تمدنی متعددی داشت، که آخر یک تمدن قدیمی به مرحله تمدن جدید دیگر بود، مانند گذر از تمدن قبیله های اولیه به تمدن شاه خدایی که حدود دو هزار سال زمان برد، و یا از فئودالی به نو بورژوازی که در ایران حدود 20 تا 30 سال بود، و در اروپا که اصل تاریخ این مرحله است، تمام دوره رنسانس دروغی را شامل می شود. این موضوع را در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده و از تکرار آن خود داری می کنم. دقت کنید در گذشته های دور برای گذر از تمدنی به تمدن دیگر قرنها زمان می برد، و هر چه نزدیک شویم این زمان کوتاه شده و امروزه گذر تمدنی از انتهای بورژوازی قرن 20 به تمدن کنترل انرژی قرن 21 زمان بسیار کوتاهی می برد. ورود به تمدن کنترل انرژی متفاوت با تمام گذر های تاریخ تمدن خواهد بود، چون قرن گذشته همه جهان در تمدن سرمایه داری قرار داشت، ولي امروزه متفاوت است.
در اين زمان كار بزرگي بر عهده روشنفكر جوان ايراني است، بخشي از آن را مي نويسم، و بزودي ادامه مي دهم. اگر روشن فكران، تمدن جديد قرن 21 را نشناسند، و نتوانند آن را به مردم و حكومت بشناسانند، و براي وارد شدن به تمدن نو تأثير گذارند، بدون اينكه متوجه شويم، يكي دو دوره تاريخي يا حتي بيشتر، در ساختار تاريخي اجتماع، از جهان پيشرفته عقب مي افتيم. زيرا، بنا به دانش تاريخ و فرهنگ ياد گيري، زمان و دوره گذر هاي تاريخ اجتماعي، در اين قرن خيلي سريع شده، و بر اين جا ماندگي اثر مي گذارد. در نهايت با دانستن فرمول هاي تاريخ اجتماعي و فاكتور هاي تاريخي، كشور هاي بالا دست تمدني، براحتي هر آنچه كه بخواهند، به زير دست تحميل مي كنند. همچنين جبران اين عقب ماندگي در شرايط تمدن قرن 21، خيلي مشكل و در واقع غير ممكن است، زيرا با گذشت زمان در اين دوره انفجار اطلاعات و ارتباطات، اختلاف فهم و دانش تمدانها بسيار زياد مي شود.
بنظر من در * ابتدا، روشنفكر ايراني، بايد با شناخت دوره هاي تمدني در تاريخ، تمدن جديد را بخوبي بشناسد و تحليل نمايد، تا بتواند با دست پر و دانش خوب آنرا به جامعه بشناساند. آنچه كه بيشتر از همه براي اين كار مورد نياز است، كشف رمز ترفندها و حقه هاي تاريخي است، كه بيشتر در دروغ هاي تاريخ نمايان شده، و باعث گردده پيش زمينه ذهن تحليل گران تاريخي و اجتماعي را تخريب كند، و بدين ترتيب آنها نمي نتوانند، خوب نقشه بكشند و برنامه ريزي نمايند. * دوم، روشن فكر هميشه بايد، پا و ذهن را جلو بكشد، و خود را از گذشته بكند، و فقط در تخصص خود، گذشته و تاريخ را به تحليل و تفسير بگيرد. البته مي دانم درك اين موضوع يعني كندن از گذشته، براي تعدادي مشكل است، اما يك روشن فكر نمي تواند، در يكي از دوره هاي قبلي در ساختار هاي تاريخي اجتماع، و با آن انديشه ها باشد، و بخواهد تمدن جديد را بشناسد و وارد آن شود.
* سپس، روشنفكر بايد ذات بشري در هر دوره تاريخي را در نظر بگيرد، بايد توجه داشت، كل ذات بشري از ابتداي تاريخ تقريباً ثابت بوده، ولي در هر دوره از تاريخ بشر، ساختار تاريخي اجتماع بر آن تأثير گذاشته، و اندكي دچار تغييرات شده. من به رشد و تكامل عقيده دارم، و چيزي بعنوان بحران هاي اجتماعي قبول ندارم، تمام آن دوره هايي كه بنام بحران ناميده شده، با تحليلها و تفسير هاي درست، متوجه مي شويم رشد و تكامل بوده است. * چهارم، روشن فكران بايد خود را سازمان دهند، و چون بدلايل اختلاف سليقه و فكر، مادي و كشوري، نمي تواند تحت پوشش يك حزب يا تشكيلات قرار بگيرند، بايد ورود به تمدن جديد را بصورت يك مكتب عقلي، فلسفي، ديني، مرامي، و غيره قرار داده، و همگي آنرا بعنوان دين و ديون جديد بدانند. با نگرش هاي تاريخي و بررسي دگر، اين موضوع مي تواند به توده هاي مردم اثر گذارده، و آنها نيز كشور را وادار به اطاعت خواهند كرد.
* 
عكس تاريخي مردم در مشروطيت، مشروح در تاريخ انقلاب مشروطيت، عكس شماره 459 .
کلیک کنید: پاسخ به شبهات تاریخ
کلیک کنید: هلنیسم الكي دروغ دیگر
کلیک کنید: اندیشمندان و شاعران ایران
توجه: اگر وبلاگ، به هر علت و اتفاق، مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد، در جستجوها بنویسید: وبلاگ انوش راوید، یا، فهرست مقالات انوش راوید، سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید. از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم، همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع، آزاد و باعث خوشحالی من است.
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران، http://ravid.ir