امپریالیسم نو و سرمایه داری بی هویت

    پیش گفتار

      بسیار دیده و شنیده ام که مفسران و تحلیل گران شناختی از مرحله اول امپریالیسم نو قرن 21 و سرمایه داری بی هویت ندارند،  و بطور کلی این امپریالیسم را با امپریالیست قرن گذشته و بویژه نیمه اول قرن 20 اشتباه می گیرند،  و از آن دیدگاه کار و تحقیق و گزارش می کنند.  دانستن واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی بدور از دروغ های تاریخی برای تفسیر و تحلیل ها اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و برنامه نویسها خیلی مهم می باشد.  اکثراً مفسران و تحلیل گران سنینی بالای 50 سال دارند،  و بعضی توانایی های ماهواره، اینترنت و کامپیوتر را فقط  در اندازه وب، ایمیل و ارسال فیلم و عکس می پندارند، و از این قدرت که به رقابت واقعی با بشر و برای دگرگونی های سریع در تاریخ اجتماعی آمده است،  به درستی نمی دانند.  داشتن درک واقعی از تغییرات ناپیوسته که پشت سر هم در قرن 21 اتفاق می افتد خیلی مهم است،  در این باره در قرن سنت گریزی توضیح داده ام،  و نیز بدین منظور وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران کمک بزرگی می باشد.  البته دانلود این مطالب در ذهن افراد بجا مانده در قرن 20 و ماقبل آن مشکل و یا غیر ممکن است،  اما نسل موج نو در کارگاه فکر سازی جهت سازمان آینده نگری از آنها بهره می برند.  بدین منظور و جهت روشن شدن افکار موردی،  این مقاله را تهیه کرده و مروراً به افزایش و گسترش آن اقدام می کنم.  معروف ترین مترجم سه زبانه فارسی، انگلیسی و اسپانیایی،  از خونه گلی،  دوستانه مقالات وبلاگ را ترجمه می کند.  مقالات وبلاگ انوش راوید جنبه گروه های سیاسی نداشته،  و نیز وابستگی اجتماعی خاص ندارد،  فقط آموزشی و در زیر مجموعه ها و گرایشات علم جغرافی ـ تاریخ می باشد.

 

       قسمت اول

      از ابتدای قرن 14 با پیدایش،  نو بورژوازی،  بویژه در ونیز و آمستردام و نفوذ آنها به قاره کهن یعنی غرب آسیا و نیز شمال آفریقا،  اختلاف تمدنی آشکار گردید.  نو بورژوازی اروپای غربی در مقابل سازمان قبیله ای اینطرف دنیا قرار گرفت،  در آن زمان اروپای شرقی در دنیای فئودالی بسر می برد.  این نو بورژوازی در مدت دو قرن جایگاه خود را به بورژوازی قرن 16 ارتقاع داد،  و با ساختن کشتی های بهتر به تحکیم قدرت برتر تمدنی خود،  در تمام دنیا اقدام کردند.  اینجا لازم است یاد آوری نمایم فرهنگ و انواع آن با تاریخ تمدن و مراتب آن کاملاً متفاوت است،  در این باره در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده ام.  اختلاف های تمدنی در شرایط قرنی به مرور کم و کم تر گردید،  و با رشد و تکامل جوامع به امروز در قرن 21 رسید،  که گرایش این مقاله است.  بسیاری از تاریخ گویان،  دوره های تاریخی استعماری و ادامه آن در قرن 20 یعنی امپریالیزم را،  پدیده های شوم و ظالم و مرگبار می دانند،  ولی در هر صورت در جامعه بشری اتفاق افتاده و با کنکاش علمی و دانایی قرن 21 متوجه می شویم،  که چیزی جز تاریخ تکامل و رشد جوامع بشری نبوده است.  امروز از ابتدای قرن 21 شکل دیگری از تاریخ تمدن با ژئو پلتیک ویژه و استراتژی متفاوت ظاهر شده،  که هنوز در جایی نام خاص برای آن ذکر نگردیده و بسیاری می گویند و می نویسند امپریالیست نو.

      با ظهور تکنولوژی های نو و اینترنت و ماهواره و همه گیر شدن آنها در دوران انقلاب یا انفجار،  ارتباطی و اطلاعاتی،  باعث شده از ابتدای این قرن ساختار مالی در جهان دگرگون گردد.  منجمله در سرمایه داری با شکل های سنتی و یا ملی،  فراملی و یا اتحادیه ای تأثیر گذاشته و آنان را مورد تغییرات کلی قرار داده،  و شیوه دیگری که سرمایه داری بی هویت می باشد پدید آورده است.  از ابتدای قرن 21 دیگر کسی به درستی خریداران بورس ها را نمی شناسد و نمی داند که چطور برنامه دارند، و چه می خواهند.  تشکیلاتی پر پا شده،  که اصول پراتیک اجتماعی در آن نیست،  و سبک کار جدیدی آفریده شده که در آن تئوری تنگ نظری دیده می شود.  صاحبان سرمایه معلوم نیست در کجا هستند،  از کدام بانک و یا کشور می باشند،  فقط نمی خواهند مطرح باشند.  سرمایه داری بی هویت می باید مرزهای نو بگشاید و کارهای دیگری را سازمان دهد،  جهت کار بردی منظور جدید بوجود آمده،  امپریالیست قرن 20 توانایی کار برای آن را نداشته،  و می بایست شکل دیگری از آن به میدان تکامل بیاید،  که فعلاً آنرا امپریالیزم نو می نامند.  فرو ریختن برج های دو قلو تجارت جهانی پایان کار آخرین دوران سرمایه داری به نام فرا ملی بود،  البته بازوی انجام آن،  آخرین مرحله امپریالیسم نیمه دوم قرن 20 بود.  این فرو ریختن نوید ورود سرمایه داری بی هویت بود،  حمله به افغانستان و عراق و خلیج فارس جهت کامیابی آن بود.

     در واقع امپریالیست نو نرم افزاری است،  که در ادامه رشد و تکامل جامعه بشری پدید آمده،  و گریز از آن اجتناب نا پذیر است،  فقط با داشتن اطلاعات واقعی از توانایی های ماهواره، اینترنت و کامپیوتر می توان وجود آنرا درک کرد،  و این داستان را هم به خوبی پشت سر گذاشت.   نرم افزار امپریالیسم نو نیازمند سخت افزاری است،  که فعلاً امپریالیست های سابق را شامل می شود،  و این سخت افزار نیازمند برنامه پشتیبان است،  که بازار نوین سرمایه داری بی هویت آن محیط را اداره می کند.  مالک اصلی این سرمایه داری معلوم نیست چه کسانی هستند،  در کجایند،  ممکن است در هر جای گیتی باشند،  در نقش پادشاه، رئیس جمهور، رهبر، پولدار، بانکی،  یا هر کس دیگری باشد،  فردی باشد که تصورش هم نمی توان کرد.  بنا بر این جمع این سرمایه داری بدنبال هژمونی کامل اقتصادی است،  بدین منظور استراتژی خلق می کند که پایه های ژئوپلوتیک ندارد و فقط مصالح حفظ خود را می طلبد،  که در واقع سازگاری سخت و تا حدود زیادی غیر ممکن با توده ها دارد،  و این ها همان اصولی است که فاکتور های دیگری می طلبد.  بسیاری از روشنفکران در شناخت و تحلیل امپریالیست نو و سرمایه داری بی هویت کوتاهی می کنند،  و مسائل را فقط سطحی و در حدود مرز های جغرافیای می نگرند،  مثلاً بحران های سرمایه داری در جهان را مالی و در حد مرز های جغرافیایی و سیاه و سفید بررسی می کنند،  ولی در واقع گذری تاریخی است،  و تکامل به نوع جدید می باشد.  البته تحلیل ها در حدود جغرافیا لازم است،  اما همچنین باید موارد ذکر شده در این مقاله را کاملاً در نظر گرفت.

      برای روشن شدن امپریالیسم نو و سرمایه داری بی هویت، سلسله تعریف هایی در سیاست و اقتصاد روز می نویسم.  در زمان حمله ایالات متحده آمریکا و متحدان به افغانستان و عراق،  سیاستگزاران در  فضای آخرین مرحله امپریالیست قرن 20 بودند.  تحولات تکنولوژیکی،  جهان را بسرعت وارد دنیای دیگر می کرد،  و کسی نمی توانست از انفجار ارتباطات و اطلاعات،  و هماهنگ و روشن شدن جوامع جلو گیری نماید،  چه طالبان افغانستان باشد یا صدام حسین تکریتی.  اما سیاستگزاران و برنامه ریزان از درک آن عاجز بودند،  این عجز در قیافه رئیسان جمهور و دولت های حمله کننده به خوبی ظاهر شده بود.  آنان و مشاوران شان توانایی تحلیل اوضاع جدید را نداشتند،  زیرا همگی در دوره قبلی تمدنی بسر می بردند،  و از تاریخ تکامل اجتماعی به خوبی نمی دانستند.  در گذشته های دور،  هر دوره تمدنی هزاران سال و در قرون جدید چند قرن و اینک این فاصله به چند سال کاهش یافته است.  آنها این تصاعد سرعت رشد و تکامل را نفهمیده بودند،  البته در حال حاضر هم بسیاری که در جای آنها نشسته اند،  هنوز متوجه نشده اند.

      برای نمونه ادامه پا فشاری در فرستادن نیرو و نگه داشتن آنها در بخش هایی از قاره کهن است،  که اندیشه ای وابسته به قرن گذشته است.  در صورتیکه سرمایه داری بی هویت مخالف این گونه اقدامات و تحریم ایران است،  که کار و تولید،  بازار و بازی آنها را به مخاطره می اندازد.  و برای مبارزه با سرمایه داری سنتی مانند فروش اسلحه و غیره،  نرم افزار امپریالیزم نو به درون دولت های به جای مانده از قرن گذشته نفوذ کرده و باعث سر در گمی و ندانم کاری مضاعف آنها گردیده است.  در واقع سرمایه داری بی هویت،  صاحب سرمایه داری فرا ملی است،  و پایه اصلی امپریالیسم نو می باشد، و این دو تکمیل کننده یکدیگر هستند،  که قطار سرنوشت تمدن حاضر به روی ریل آنها در گذر است.  توده های مردم حتی آنهایی که سرمایه داران بی هویت هستند،  و یا آن افرادی که نقش آنها را دارند،  همه درگیر این تمدن هستند.  عده ای تحلیل گر به اشتباه این مسیر رشد و تکامل جامعه بشری را بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی می دانند و بدین ترتیب در برنامه نویس های کلان اشتباه هاتی روی می دهد.  ادامه دارد

   کلیک کنید:  تاریخ اندیشه در ایران

   کلیک کنید:    ساختارهای تاریخی اجتماع

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com