تاریخ را فقط برای تاریخ بدانیم

     فردی در نظر ها نوشته بود چرا از کوروش و داریوش،  بیش از دویست سال در کتاب های ایرانی نامی برده نشد،  و نیز فرد دیگری پرسیده آیا آریایی بودن ایرانی ها واقعیت است.   هر دو پاسخ را در یک نوشته به عنوان،  تاریخ را فقط برای تاریخ بدانیم، می نویسم،  البته به برکت اینترنت در آینده آن را مفصل تر می نویسم،  نظرات عزیزان می تواند در این راه کمک بزرگی باشد. 

      همه ملل از تاریخ گذشتگان خود به خوبی و درستی آگاهی ندارند،  دینها قدیمی برای اثبات حقانیت خود چیز هایی راست و دروغ درباره تاریخ خودشان می گفتند.  مثلاً تا قرن 19 ایتالیایی ها حتی نمی دانستند که روم تاریخی در چند دوره و چه نوع رژیم هایی بوده است،  روسها حتی اکنون نمی دانند هزار سال پیش چه بوده اند،  انگلیسها فقط چند سنگ بزرگ بی اهمیت را که به روی هم چیده شده،  بدون دانستن تعریفی،  آنها را ابتدای تاریخ خود می دانند،  که بسیار تازه تر از تخت جمشید هستند.  بنا بر این همه ملتها قبل از انقلاب صنعتی و رشد بورژوازی اروپا که به استعمار انجامید از تاریخ خود آگاهی نداشتند،  استعمار گران از قرن 17 برای پول و گنج و تقسیم جهان و همچنین دانشگاه های آنها برای رقابت علمی اقدام به باز نویسی تاریخ جهان نمودند،  در آن باز نویسی تاریخی یهودیان سهم بسازیی داشتند،  البته آنها تاریخ را بیشتر برای پیشبرد اهداف خودشان تفسیر کرده و به آن جنبه های داستانی دادند،  و از علم جغرافی ـ تاریخ فاصله گرفتند،  که در بسیاری موارد باعث اغفال سیاست مداران کشور خودشان شد.  برای همین است که مطالب وبلاگ انوش راوید برای بسیاری از دانشگاهی ها در دانش تاریخ و تاریخ اجتماعی غیر آشنا و غریبه است.  باید توجه داشت،  علم واقعی هیچگاه در خدمت سیاست در نمی آید،  بلکه فقط در خدمت انسانیت است.  اگر کسی علاقه داشته باشد و بخواهد وارد یکی از گرایشات جغرافی ـ تاریخ شود،  می بایست فقط در گرایش مورد نظر خود کار و تحقیق کند،  اگر صرفاً بخاطر عقیده و بینش به تاریخ نگاه کند نتیجه آن منجر به ماجرا های غمگین و پند آموز جهان می گردد.

      آنچه تاکنون از تاریخ پیدایش بشر در قاره های اروپا و آسیا یا اوراسیا،  میان مطالب و مقالات مختلف خوانده ام بطور خلاصه می نویسم،  اما این دانش هنوز در مراحل اولیه می باشد و سالها زمان می برد تا به نتیجه های قابل قبول برسد.  در هر صورت فقط به عنوان اطلاعات عمومی برای این وبلاگ مفید می باشد،  زیرا این وبلاگ به تارخ و تاریخ اجتماعی در دوران تاریخی ایران بزرگ می پردازد،  نه گرایش دیگری در تاریخ و غیره.  یکصد تا دویست هزار سال پیش انسان از صحرای سینا گذشت و از پستوی آفریقایی خود بیرون آمد،  این روند خروج توسط قبیله های متعدد اولیه طی حدود پنجاه تا یکصد هزار سال ادامه داشت،  در پست های قبلی تحت عنوان مهاجرت اقتصادی در این باره نوشته ام.  این انسان ها قادر به کشت و دامداری نبودند و همچنین نمی توانستند حیوانات کوچک و زبل را شکار کنند،  بنا بر این بدنبال ماموت و گاو های وحشی سرتاسر اوراسیا را می گشتند.  حیواناتی که دشمن طبیعی نداشتند،  بنا بر این از انسان نمی ترسیدند و شکار چی ها براحتی به حیوان نزدیک می شدند،  و نیزه خود را در زیر بغل دست و داخل سینه و قلب حیوان می کردند،  آثار زیادی از این اتفاق در سیبری باقی است،  که من بارها از MP Tv  در ABS1 دیده ام.

      در طی این مدت افراد و قبیله ها مطابق طبیعت بشر با یکدیگر می جنگیدند، آمیزش کرده،  وصل و جدا،  جابجا و ماندگار می شدند.  طی حدود ده ها نسل در جغرافیا های مختلف تغییرات ظاهری در قیافه و اندام و قدرت بدنی پیدا کردند.   قبیله ها یا بخش هایی که می توانستند غذای خود را در جایی تأمین نمایند ماندگار شدند در سرزمین هایی که بسیار حاصلخیز بود،  مانند هندوستان،  ماورإلنهر و بین النهرین،  سند و پنجاب، نقاط حاصلخیز ایران و افغانستان.  عده ای همچنان از سیبری تا فرانسه بدنبال باقی مانده گاو ها می دویدند،  بعد از یخبندان و مرگ آن اندک باز مانده از ماموت ها و گاو ها که از دست انسان کشنده و پر خور و غارت کننده در رفته بودند،    قبایل بی غذا شدند.  و از بیست هزار سال پیش مجبور شدند به قبیله ها یکجا نشین در کناره های حاصلخیز حمله کنند و یک جنگ دائمی و جابجایی های متعدد و ترکیب های بیشتر قومی صورت گرفته بود.  تا اینکه از ده هزار سال پیش تمام قبایل می توانستند کشت کنند و غذا تهیه نمایند.  از این اتفاقات ماقبل تاریخ اطلاعات علمی کمی در دست است و بیشتر بر اساس فرضیات علمی بیان می شود،  در آثار روستا های ویران و نقاشی های غارها اندکی مشخص است.

      در قرون تاریخی خوانده ایم مردم مختلف گاهی با جنگ گاهی با آرامش گاهی با سرقت دختران یکدیگر با هم آمیخته می شدند،  و از یکدیگر زبان یاد گرفتند و لغات رد و بدل شد،  البته فاصله های طبیعی زبان ها را بیشتر مستقل کرد.  هر چه جمعیت ها افزون میشد مهاجرت ها هم مشکل تر می گردید.  تا اینکه دوران هفت هزار ساله شاه خدایی در مصر و بین النهرین آغاز گردید،  و تمدن جهان از قبایل اولیه به رهبری جادوگران و سران استخوان بسر،  وارد تمدنی جدید شاهان تاج بسر گردید.  از این زمان تاریخ شروع می شود،  یعنی تاریخ دوران باستان از ابتدای شاه خدایی تا پایان هخامنشیان ، مرحله بعدی تمدن سازمان قبیله ای است،  که با اشکانیان آغاز و تا ورود استعمار می باشد،  که شروع دوران فئودالی در ایران است،  برابر با زمان صفویه که کتیبه معروف زنگنه وزیر دوران در بیستون ثابت کننده آن است.  سپس بورژوازی است،  این مبحث را در ساختارهای تاریخی اجتماع نوشته ام .

      زمان مابین بیست هزار سال تا هفت هزار پیش،  مردم مقیم ایران بزرگ که از قبایل اولیه تشکیل می شدند،  داشتند روستا نشینی و کشاورزی و دامداری را تجربه می کردند،  آثار تاریخی بدست آمده دلیل آن است،  به تاریخ نیک مراجعه شود.  بطور کلی انسان مهاجرت پذیر است،  اگر در اطراف خود نگاه کنید مهاجرت های فراوانی می بینید،  تمام آمریکا ترکیبی از ملت هاست،  تمام شهر های بزرگ اروپا هم همینطور.  در گذشته ها هم وضع همین بود،  نگاهی به تاریخ باستان اروپا بیاندازید،  می بینید که همه آن کوچ قبایل است.  در بعضی از کشور ها مانند مجارستان یا افغانستان همه شکل انسان با صورت ها و قد و قواره مختلف وجود دارد،  عده ای با سواد که توانسته اند کتاب های دروغ تاریخی را بخوانند خود را آریایی می دانند،  در صورتیکه هیچ یک از قدیمی ها و بی سواد ها نمی دانند آریایی یعنی چه.

      ورود اقوام و قبایل دیگر از اطراف به ایران با اندازه و زمان های مختلف امری عادی بوده،  که نمونه آنرا در تاریخ دیده ایم،  همچنین مهاجرت از داخل ایران به خارج وجود داشته است.  مردم ایونی یا ایرونی که در شرق یونان بودند دلیل واضح آن است،  که بعداً یونان خوانده شد.  این مهاجرت ها هم اکنون توسط مردم ایران در جریان است در هر سرزمین و هر کشور همین گونه می باشد.  برای تعیین اندازه و نفرات مهاجرت ها و ترکیب مردم در طول تاریخ تحقیقات وسیع نیاز است.  صرفاً کتاب های دینی، سیاسی، شعری، داستانی و یا کتاب هایی که در دروغ نامه هایی به نام کتاب نوشته ام،  نمی توانند منبع علمی برای تاریخ باشند،  از این قبیل کتابها فقط می توان قسمت هایی از روابط اجتماعی را استخراج کرد.  سراسر قاره کهن پر از روستاها و لایه های باستان شناسی شهرها است،  که تخلیه شده و در زمانی مخروبه گشته اند،  برای یافتن علت هر یک از آنها تخصص مربوطه و زمان کار و تحقیق لازم دارد.  تاریخ و تاریخ اجتماعی این نیست که استادی در دانشگاهی بنشیند،  و چند کتاب بخواند و بخش هایی از آنها را ترکیب کند و بازنویسی نماید،  و با افتخار خود را دانشمند بنامد.  شخص متخصص برای این موضوع باید سالها کار کند،  و از گرایشات لازم علم جغرافی ـ تاریخ و سازمان های نوین بهره لازم را ببرد.

        زندگی انسان های قبیله های اولیه،  در هر مرحله تاریخی،  همه جای گیتی دارای یک شرایط اجتماعی بودند،  اما با اندکی تفاوت ظاهری.  چه این قبیله اولیه می خواست در سی هزار سال پیش ایران بوده باشد،  چه اکنون در گینه و آمازون باشد.  همینطور در مراحل فئودالی و بورژوازی،  نمونه رفتار فئودالی قاجاریه،  مانند روم باستان بود،  فقط در ظواهر اختلاف داشتند.  اختلافات نژادی و قومی و رفتار های اجتماعی را در طول تاریخ فقط به منظور های سیاسی و دینی مطرح کرده اند،  تکیه بر نوشته های این طیف ها و پنداشتن اینکه آنها تاریخ واقعی است،  اشتباه بزرگی می باشد.  آنها برای پیشبرد اهداف خود نژادها و زبانها را علم می کنند،  تا بتوانند مقاصد شوم خود را پیش ببرند.  نژاد شناسی می بایست علم جدایی از جغرافی ـ تاریخ و یا سیاست باشد و در جهت اهداف مفید پزشکی استفاده شود.

      از شروع بورژوازی و در دور های اجتماعی بعد مردم سرزمینها،  دور محور اقتصادی و سیاسی گرد هم آمدند،  نه دور موضوعاتی که پایه و اساس ندارد،  و یا بی فایده هستند.  امروزه مهمترین محور برای مردم قاره کهن بوجود آوردن اتحادیه های اقتصادی و سیاسی است،  که کشورها و سرزمین های این قاره را از صدمات مهم قرن 21 مصون دارد.  در تاریخ احمق هایی مانند،  نرون، هیتلر، عیدی امین، صدام و بسیاری دیگر به نام نژاد کشتارها کردند،  و صدمات جبران ناپذیری به مردم خود و جهان رسانیدند،  اشخاص عاقل اشتباه های تاریخی را تکرار نمی کنند. 

    اولین شهر های ایران

       شهر سیلک یکی از جالب ترین و قدیمی ترین اقامتگاه های شناخته شده در سرزمین کوهستانی ایران است،  که از هفت هزار سال پیش مردم در کلبه هایی می زیستند که خود ساخته بودند.  ساختمان آنها از خشت های خام دست سازی که در آفتاب خشک شده بود،  و با شاخه های درختان پوشیده می شد.  خشت های چهر گوش مسطح که با قالب زده می شد،  ظاهراً اختراع ایرانی است.  به فنون ساختمانی هم توجه گردیده بود،  در لبه های خشت ها فرو رفتگی هایی است که با انگشتان به وجود آمده تا ملاط بیشتری را در عمق خود جا دهد.  دیوار های اتاق را با زنگار مخلوط با شیره میوه ها نقاشی می کردند،  مردم به باغبانی ابتدایی و دامداری مشغول بودند.  سه نوع ظروف سفالی دست ساز داشتند که همگی در جهت هنری و اولین تولید در جهان بود،  نوعی دارای سطوحی دودی، دیگری سرخ و سومی دارای نقش های ابتدایی با خطوط و رگه های سیاه می باشند.

      شهر شوش مرکز ناحیه ای است،  که یهودیان آنرا عیلام یعنی بلندی نامیده اند،  بزرگترین مدنیت تاریخ بشر به دست همین مردم ایجاد شده است.  در نیمه قرن بیست باستان شناسان به آثاری انسانی دست یافتند که تاریخ آن به بیست هزار سال قبل می رسد،  شواهد و اسنادی از فرهنگ و تمدن پیشرفته ای پیدا کردند که قدمت آن تا هفت هزار سال می رسد.  برای اولین بار در تاریخ سلاح و ابزار های مسی داشتند و زمین را می کاشتند،  حیوانات را اهلی می کردند با خط نویس دینی و بازرگانی آشنا بودند آینه و جواهرات را می شناختند، تجارت داشتند،  در همین جا برای اولین بار در تاریخ بشر،  نخستین چرخ کوزه گری و چرخ ارابه به جهان عرضه شد.  جهت اطلاعات بیشتر به تاریخ ایلام مراجعه شود.

    شهر سوخته . . . . . و  شهر جیرفت . . . . . و همه شهرهای کهن ایران بزودی.

   کلیک کنید:  ماجرهای غمگین و پند آموز جهان

   کلیک کنید:  معروف ترین کتیبه های ایران

   کلیک کنید:  شکوه تخت جمشید

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com