جغرافیا و ادبیات
نکات مهم تاریخ ساز
برای رسیدن به اهداف نوین، طرح نقشه های پیچیده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیاز است، که پیش در آمد آن می بایست ریشه در تاریخ داشته باشد، که با سالها کار و تحقیق و بررسی گرد آوری شده باشند. همچنین باید در این پلان ها محیط دمکراسی و فدرالیسم علمی تاریخی این سرزمین در نظر گرفته و کاملاً پاسداری شود. بدین منظور ابتدا باید از تاریخ و تاریخ اجتماعی به درستی دانست، که وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران می تواند کمک بزرگی باشد. همچنین باید از جغرافی ـ تاریخ ایران درست دانست، و قابلیت ها و توانایی ها، هوش و سابقه، ارزش تاریخی مردم را در نظر گرفت. در واقع و مهم باید فکر را جلو کشید، اندیشه ای وسیع تر از گذشته داشت، و با نگرش های نو جهان را دید. در گذشته ها، دید و برد فکر و اندیشه کم بود، اما امروزه با انقلاب کامپیوتر و ماهواره وسعت و گسترش دید بی نهایت است.
یکی از ترفند های استعمار و امپریالیسم همین بوده است، تا نگذارد وسعت و گسترش دید پیدا شود، و امروزه امپریالیسم نو که جایگزین آنهاست ماهیتاً و ساختاری با دو ماقبل خود تفاوت دارد. این روش جدید از تمدن بشری با بدست گرفتن بیشترین ابزار ارتباطی و اطلاعاتی می خواهد گمراهی نیز ایجاد کند، باید این موضوع و شگرد دشمن مردم را شناخت و در هم کوبید. افرادی که دید خود را به اندازه یک شهر و یک استان یا یک چیز بی اهمیت پایین می آورند، ندانسته خواسته امپریالیسم نو را پیگیری می کنند، ولی انوش راوید سعی می کند، بینش و اهداف نوین مانند قاره کهن را نمودار کند. اما ظاهراً در شرایط فعلی امیدی به پلان های آینده نگر مفید و کلان از سوی فرقه های آکادمیک دولتی و شبه دولتی و کلاسیک کل قاره کهن نمی باشد، در واقع دشمنان تاریخی این قاره نمی خواهند مردم بزرگ و رنگارنگ هم فرهنگ آن در اتحاد باشند.
هر کشوری مانند یک مثلث می باشد، یک ضلع آن مردم که کارگران و کشاورزان و میکرو بورژوازی است، ضلع دیگر را روحانیون و یا سران فرقه ها و امثال آن، ضلع دیگر حکام و شاهان و فراعنه هستند. و خط مستقیمی چون طناب این مثلث ها را می کشد، که در راس آن نیروی پیش رو جهان قرار دارد، ولی در هر صورت این نیروی پیشرو در دل ساختار تاریخی اجتماع است، که امروزه امپریالیسم نو می باشد. ولی با آینده نوینی که پیش روی تمدن بشر است، این وضع در حال دگرگون شدن می باشد. هر چه زود تر پهلو های مثلث پا و اندیشه خود را جلو بکشند و دید را وسعت بخشند، آینده نوین زود تر و کم حادثه تر اتفاق می افتد. البته یاد آور شوم بخش مردم در مثلث یک کشور بیشتر توانایی و کمترین سازمان دهی را دارد، ولی می تواند با اندکی افزایش دانایی بیشتر تأثیر برای ورود به تمدن جدید را ایجاد کند.
موضوع دیگری را یاد آوری نمایم، از قرون 15 و 16 میلادی، اروپا به مسیر سرمایه داری یا در واقع بورژوازی اولیه پیش می رفت، و سفیران و بازرگانان آن دوره اروپا در کل قاره کهن به تکاپو افتاده بودند. مردم قاره کهن شدیداً به گذشته چسبیده بودند و حاضر نمی شدند، از سازمان قبیله ای تاریخی گذر کنند و تمدن نویی را بیارایند. سازمانی که در زمان خودش بسیار مفید بود، و تشکیلات پارتها با سرنگون کردن دوران شاه خدایی آنرا آغاز کرده بودند. این تفکر سکون خواهی تمدن یا چسبیدن به گذشته و حال اجتماعی در قاره کهن، در نهایت باعث شد قاره اروپا که مانع و رقیب تاریخی خود را عقب یافته دید، به نا گه به جلو و تمدن جدید پرتاب شود، و در نتیجه یک جهش استعماری بوجود آید، و صدمه مضاعف به قاره کهن وارد شد.
در قرن 21 می بایست با دانایی قرن 21 به مسائل و موضوعات جهانی نگاه کرد، نه با بینش قرون گذشته، تا بلکه جبرانی برای مراحل تاریخی از دست رفته شود، و همچنین میان اروپا و آسیای شرقی پرس و نابود نشد. کوتاهی از این مهم صدمات غیر قابل جبرانی در پی خواهد داشت که در ادامه این قرن غیر قابل جبران است.
جغرافیا و ادبیات
من با زبان فارسی می نویسم و حرف می زنم، بنابر این باید در همه جا منجمله در علم جغرافی ـ تاریخ و دیگر علوم بدرستی از واژه ها، اصطلاحات، نامها و جملات استفاده کنم. اما دیده ام بسیاری نمی دانند چگونه بنویسند و بگویند، فرهنگ فارسی به پارسی و دیگر فرهنگها را باید دانست، و با دانستن ادبیات و چگونگی جمله نویسی آنها را بکار برد. برخی از اشتباه های تاریخ نویسی را در پست دیگر گفته ام، و در اینجا از درست نویسی در جغرافیا می گویم، البته این چند نمونه جهت تذکر می باشد، در این موارد کتاب های زیادی در دسترس است.
به مردم یک روستا، یک شهر، یک استان، یک سرزمین، یک کشور، می گویند ملت یا مردم، مانند ملت چلاسر، مردم چلاسر، ملت یا مردم ایران. به مردم یک طایفه، یک خانواده که دارای خویشاوندی شناخته شده در ادبیات هستند، می گویند قوم یا فامیل، مانند قوم راوید که از شش نفر تشکیل شده یا فامیل مادری من که قوم امامی باشند و از صدها نفر تشکیل شده است. به اشتباه در جایی گفته اند که ملت به مردم یک کشور سیاسی می گویند، زمانی که ملت و مردم در ادبیات فارسی پرداخته شد، مرز سیاسی به مانند قرون دوره استعمار و امپریالیسم وجود نداشت. ناسیونالیسم و ملی گرایی به چشم انداز در همان دوره محدود بود، ولی امروزه در تمام موارد این چشم انداز وسیع شده، حتی در وبلاگ انوش راوید به قاره کهن رسیده است.
خلق به معنی ساخته و پرداخته شدن سرزمین و یا چیزی است، مانند جزایر نخل را دبی خلق کرد و ساخت، و یا در آینده انسان توسط ماشین کوانتومی خلق می شود، که در سازمان آینده بینی نوشته ام. یا خدا انسان را خلق کرد، خلقها به معنی انسان هایی که توسط خدا آفریده شده اند. در ادبیات سیاسی و جغرافیایی بویژه کمونیستی زبان فارسی خلق به اشتباه مترادف با مردم و ملت شده است. خدا خلق ها را آفرید ولی وقتی آنها پایشان را روی زمین می گذارند، می شوند ملت و مردم زمین، که با پسوند ها و پیشوند های زبان فارسی می توانیم آنها را شرح دهیم و توصیف نماییم، مانند ملت بیچاره زمین که نمی دانند و درک نمی کنند تخریب و انقراض چیست.
وقتی من به نوشته ای بر می خورم، یا گپ گوینده ای را می شنوم، که از واژه ها و جملات فارسی به درستی استفاده نکرده است، آن را پی گیری نمی کنم. کسی که ادبیات را در علم مربوطه خودش بویژه در جغرافی ـ تاریخ نمی داند، نمی تواند دانش خود را به خوبی منتقل نماید.
عکس ها در اینجا در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ، بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.
توجه: در صورت مسدود بودن وبلاگ به هر علت، در جستجو های اینترنت بنویسید: انوش راوید، سپس وبلاگ و یا عکسها و مطالب مختلف را بیابید.
کلیک کنید: تاریخ نام گذاری در جغرافیا
انوش راوید Anoush Raavid
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ: جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com